هر ماجرا یه نقطه عطف داره یه «آن» داره. لحظهای که بعد از اون دیگه هر چی گذشته و هر چی پیش خواهد آمد بیمعنی جلوه میکنه. هر تلخی، تلخیش رو و هر شیرینی ناگهان شیرینیش رو از دست میده. این آن ممکنه یه جمله باشه. ممکنه یه نگاه باشه. ممکنه یه تصویر باشه. ممکن هم است اظهار نظر یه دوست باشه، حرفی که از دهنش پریده یا از سر دلسوزی یا از سر دخالت یا از سر مهر گفته. اون لحظه که پیش میاد آدم یه هو میایسته و پشت سر و روبرو مثل منظرهای غمانگیز توی مه فرو میرن. وقتی در نقطه عطف ماجرا ایستادی میتونی خوشحالترین یا بهت زدهترین انسان روی زمین باشی چون تو دیگه داری از جایی همة قصه رو میبینی که امکان هیچ صحنه سازی و تقلبی به کسی نمیده تو دیگه داری هر اون چه رو واقعیت داره میبینی.
+ نوشته شده در جمعه هفتم تیر ۱۳۹۸ ساعت ۳:۱۴ ب.ظ
توسط مکرمه
|