از وقتی پسرم یکی دو سالش بود اینجا می‌نوشتم. یک بار وبلاگم رو کامل پاک کردم و دوباره اومدم نوشتم الان فکر می‌کنم کاش این کارو نکرده بودم. کاش خیلی چیزا رو که خیلی جاها نوشتم پاک نکرده بودم. کلمه‌ها بهتر از ذهن خاطرات و احساسات ما رو تو خودشون نگه می‌دارن گاهی یه چیزی رو از سال‌های پیش می‌خونم و غرق لذتی می‌شم که موقع نوشتنش میبردم. از زندگی، از خودم، از جایی که بودم. برعکس یه وقتایی هم کلمه‌ها می‌برنم تو خاطرات و تصویرهای تلخ، تو حالای خراب.. اینجا رو خیلی ترک کردم. چند سال همش فیس‌بوک بودم و به اینجا سر نمی‌زدم چند سال طولانی رفتم اینستاگرام و گاهی اصلا یادم میرفت یه دفتر خاطرات کت و کلفت اینجا هست که من توش این همه کلمه این همه لحظه انبار کردم. حالا برگشتم دوباره دارم حال و روزمو اینجا برای خودم ذخیره می‌کنم برای روز مبادام که یادم بمونه چی بودم و چه حالی داشتم. فعلا هم که به قول شاعر هر روز ما روز مباداست.