خواب دیدم توی اتاق روی تختم دراز کشیدم و راحت نیستم لاید در اتاق خواب مثل همیشه باز بود اما بیرون خونه مون نبود یه جایی بود مثل هتل یه جایی که ادمها توش میاومدن و میرفتن. من از درهای بسته میترسم درهای اتاقها همیشه بازن حتی وقتی کسی خونه نیست در حموم و دستشویی رو هم باز میذارم.

صبح که بیدار شدم در اتاق بسته بود. کیپ تا کیپ. نگو شب تو خواب بیدار شدم در رو بستم تا احساس امنیت کنم و بخوابم داشتم خواب میددیم اما خوابا رسوخ کرده بودن تو بیداریم.